کتابخانه عمومی شاه رکن الدین

خرید بک لینک
با سلام و وقت به خیر

هفته گذشته پرسنل بانک ملت از کتابخونمون بازدید داشتند. از رئیس بانک قول گرفتم که پرسنلشون به همراه خانواده هاشون رو عضو بکنند و ایشون هم قول مساعد دادند.

کتابخانه عمومی شاه رکن الدین...

ما را در سایت کتابخانه عمومی شاه رکن الدین دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 168 تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 8:14

هر روز نتونستم خبر قصه رو بزنم. امروز تصاویر این چند روزه رو با هم میزارم.روزهای پنجشنبه خیلی شلوغ میشیم.قصه گوییمون با حضور تعدادی بیشتری از بچه ها انجام میشه.خبرهای داغی برای هفته کتاب دارم که نتیجش رو در هفته کتاب درج می کنم. منتظر سورپرایز هفته کتاب باشید بچه ها.هلن و زکریا خواهر و برادر کتابدوست هلن و محمد امین عضو ثابت بعد از قصه مشغول مجله نبات کوچولو شدند. این مجله برای بچه ها خیلی عزیزهسارا و سجاد ئ محمد امین و عضو جدیدمون الهام خانم. الهام با پیشنهاد و تعریف های سارا اومده و عضو شده. ما اعضامون میرن برامون تبلیغ می کنند. نکته جالبش این بود که سارا اظهار مالکیت و می کرد و چون آشنا بود همه چیز را برای الهام معرفی می کرد. عزیزای منحضور ستایش و کتابهایی که انتخاب کرده اینم یک عس سلفی با آقا محمدامین و سارا خانماینم یک عس سلفی با آقا محمدامین و هلن خانم کتابخانه عمومی شاه رکن الدین...

ما را در سایت کتابخانه عمومی شاه رکن الدین دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 179 تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 8:14

قصه گویی روز پنحشنبمون درواقع شعر خوانی بود. رشته های ورزشی رو با شعر براشون خوندم وازشون خواستم علاوه بر دست زدن و شادی به متنش عر دقت کنند ون کته های رشته های ورزشی رو یاد بگیرند.

مثلا سبد بسکتبال ته نداره.

توپ والیبال نباید به تور بازی بخوره.

اگر بچه ها از بچگی ورزشکنند قدشون بلندتر میشه و ......

کتابخانه عمومی شاه رکن الدین...

ما را در سایت کتابخانه عمومی شاه رکن الدین دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 171 تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 8:14

با سلامقصه گویی روز یکشنبه یک تجربه جالب برام داشت. خب طبق معمول قبل از ساعت 11 محمدامین و هلن اومده بودند کتابخونه که معمولا محمدامین خیلی زودتر از بقیه میاد.بیش از ذوق داستان دوست داشتند بازی کنند که هر کاری می کردم به قصه گوش نمی دادند.منم بهشون گفتم اصلا بازیها برای بچه هایی هست که قصه رو گوش می دن.اصلا بیاین یک کاری کنیم شما به جای من قصه بگین. هر کتابی که دوست دارین.تا این جمله رو شنیدن سریع رفتن سراغ کتابها. هر کدومشون سه چهار کتاب گرفتن دستشون و همزمان شروع کردن به تعریف قصه ها .اینم مدرک بعد ازشون خواستم یکی یکی داستان بخونن. آخرسر هم هر گدوم چند کتاب انتخاب کردند که امانت ببرن. کتابخانه عمومی شاه رکن الدین...

ما را در سایت کتابخانه عمومی شاه رکن الدین دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 160 تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 8:14

باسلامبازهم ساعت 11 و باز هم محمد امین و دوچرخه اشامرو مگه میزاشت من براش قصه بگم؟خودش کتاب گنده ای گرفت ودستش و خیلی جدی می گفت خانم صبر کن من اول داستانمو بخونم بعد هر چی خواستی بگو. خب دیگه منم هیچی نگفتم مث یک خانم معلم خوب ساکت نشستم تا آقا کتابشو خوند. خیلی حدی هم می خوند. اونم از روی کتابی که سر وته گرفته بود. بعد از خوندن کتابش داشتیم یک کتاب بزرگتری حیوون جنگل رو با هم می خوندیم که صدای سارا و سجاد و الهام می اومد. به بچه ها سفارش کرده بودن قبل از اومدن به کتابخونه حتما موهاشون رو شونه کنند و با گیر موهاشون رو ببندند.سارا قبل از اینکه سلام کنه مرتب می گفت موهام رو گیر زدم.حتی روی موهای سجاد هم گیر سبز زده بودند. کتابخانه عمومی شاه رکن الدین...

ما را در سایت کتابخانه عمومی شاه رکن الدین دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 169 تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 8:14

با سلامبا بازگشایی مدارس کتابخونه ما هم از اول صبح تا ساعت12.15 خلوت شده. بچه ها ثابت صبح هستن و ظهر با تعطیل شدن مدرسشون میان کتابخونه.ولی بچه های زیر ابتدایی هر روز برای شنیدن قصشون میان.محمد امین عضو جدیدمون که حسابی به کتابخونه وابسته شده روز شنبه هفته گذشته نیومده بود و من نگران از غیبتش. فرداش که اومدن ازش پرسیدم: محمدامین جان پس چرا دیروز نیومدی؟محمدامین: آخه خانم مریض بودم؟ چرا نیومدی خونمون حالمو بپرسی؟--: عزیزم نمی دونستم که مریضی.محمد امین: حالا اشکال نداره.امروز بیا خونمون. خاله نرگسم هم میخواد بیاد.ومن خوشحال از اینکه این انتظار رو از کت کتابخانه عمومی شاه رکن الدین...

ما را در سایت کتابخانه عمومی شاه رکن الدین دنبال می‌کنید

برچسب: قصه گویی و بازی های سنتی, نویسنده: بازدید: 182 تاريخ: دوشنبه 3 آبان 1395 ساعت: 23:16

صفحه بندی